خرید بک لینک

درباره سایت

بدون عنوان!

امکانات وب

دیروز از شدت بیکاری و خستگی دنبال یه هم صحبت معمولی بودم که مثل دو تا آدم اجتماعی بتونم چند ساعتی توی مجازی باهاش حرف بزنم ،این به نظرم یه حسن خیلی بزرگه که میتونیم خیلی از حرفای نگفته و درد دل هامون رو به کسی بزنیم که هرگز نمیبینیمش و نمیشناسیمش فقط قدر یک ساعت شاید کمی از بار مشکلاتمون سبک تر میشه!

شما رو نمیدونم ولی من معمولا با دوستای واقعی زیاد درد دل نمیکنم بلاخره همیشه ترسی هست از به هم خوردن روابط نزدیک و دشمن شدن دوستی ها و ضربه خوردن از جایی که فکرش رو نمیکنی!

خلاصه اینکه نمیدونم کنجکاوی یا نیاز به درد دل با یه نفر که نشناسمش پای منو کشید به یه چت روم با تعداد کار بر بالا .......

اما نکته جالب قضیه اینجاست طی چندین ساعتی که اونجا آنلاین گذروندم حتی یک نفر هم صحبت معمولی پیدا نشد ..... خیلی جالبه که وارد گپی بشی که ۴۰۰ نفر کاربر آنلاین داره و تقریبا هر دقیقه یک نفر برات پیام خصوصی بدن اما حتی یک نفرشون فقط و فقط و فقط به دلیل یه صحبت ساده دوستانه نباشه !

اکثر پی ام ها درخواست های جنسی بود به صورت صریح یا غیر صریح بعد از دادن آیدی و شماره و این جور داستان ها ....

اما دلیل اینکه این موضوع رو اینجا گفتم اینه که بعد از این اتفاق و نا امیدی از پیدا کردن یه هم صحبت به شدت به حال خودم و هم سن و سال های خودم تاسف خوردم .....

نسلی شدیم که نه میتونیم توی حقیقت با هم روابط درستی برقرار کنیم نه توی مجازی!

نسلی شدیم با ذهن های بسته اونقدر بسته که تمام توقعمون از همدیگه توقعات جنسیمونه !

دلم برای خودمون سوخت !

پ.ن: این وبلاگ کاملا شخصیه جدا از هر جور تحلیل مسائل اجتماعی ،هدفم از نوشتن این اتفاق صرفا حس خودم از این ماجرا بود نه چیز دیگه و برای نظر هر خواننده ی این نوشته احترام قائلم

♥ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۶ ساعت 15:11 توسط mina:

برچسب: نویسنده: نگار صالحی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 13:31

صفحه بندی