_: بی اعتنا؟ اوه نه من اصلا منظورم این نبود که شما بی اعتنا بشوید ،مکاتبه چیزی نیست که آدم به آن بی اعتنا شود!
_:شما دارید از نامه ی تجارت حرف میزنید ،من منظورم نامه ی دوستانه است!
جان نایتلی با خونسردی جواد داد:به نظر من اینها بدترند ،تجارت شاید پول و در آمد به آدم برساند ولی دوستی بعید است که پولی نصیب آدم کند!
_: اوه ،جدی نمیگویید من شمارا کاملا میشناسم،و مطمئن هستم مثل هر کسی دیگر ارزش دوستی را می دانید قبول میکنم که نامه برای شما اهمیت زیادی ندارد ولی علتش این نیست که ده سال بزرگتر از من هستید علتش موقعیت شماست ،شما به عزیزانتان همیشه دسترسی دارید ولی من شاید دیگر هیچوقت نداشته باشم بنابراین تا زمانی که عشق و علاقه ی من باقیست برای دریافت نامه هم به اداره ی پست میروم حتی در هوای بارانی!!!!
جان نایتلی گفت:
«« وقتی گفتم به مرور زمان تغییر میکنید منظورم این بود که موقعیتتان عوض میشود چون زمان معمولا موقعیت آدم را عوض میکند ،زمان معمولا هر نوع عشق و علاقه ایی را که خارج از امور روزمره باشد از بین میبرد »»
#Emma_ jane austen
پ.ن: زمان و اتفاقات در گذر زمان هرنوع عشق و علاقه ایی را که خارج از امور روزمره باشد از بین میبرد
برچسب:
نویسنده: نگار صالحی