بازم مریضی نمیتونم حرف بزنم گرفتم !
غصه هام گوشه ی دلم دارن تلنبار میشن ولی به هر نسبت که قلبم سنگین تر میشه ،لب هام بیشتر میخندن!
از همه چیز میترسم این روزا!
از تموم شدن این ۴۰ روز میترسم از تموم نشدنش هم میترسم !
از اینکه خوب نباشم میترسم،از اینکه حرف بزنم میترسم از سکوت کردن هم میترسم !
از وانمود کردن به خوب بودن حالم میترسم و از بد بودن حالم بیشتر میترسم!
میشه اونی که دوست دارم همونی باشه که باید باشه؟؟؟
# insomnia

برچسب:
نویسنده: نگار صالحی